پ.ن:حالم خوبه امروز با "عزیزم"صحبت کردم و الان خوب هستم،شنیدن صداش برام از هر قرص آرام بخشی بهتره،همه چی برام تحملش ممکن میشه وقتی صداش رو میشنوم و میفهمم سلامته،البته یکمی گریه کردم چون این چند روز گذشته حالش خوب نبوده و...ولی خدا رو شکر که بهتر بود![]()
پ.ن.۲:اون مطلب بالایی ربطی به شخص خاصی نداشت.ولی تازگیها خیلی سکوت میکنم ،تو اداره...با دوستانم...همه جا....شنیدید که میگن گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی،منم سکوت همراه با صبر رو دارم امتحان میکنم و منتظر حلوا هستم!!![]()
برای "عزیزم":به همه ی توصیه هات گوش میکنم در حد توانم،چون بهت ایمان دارم،میدونم که هیچ وقت در موردت اشتباه نکردم،درجه ی اطمینانم به تو ۱۰۰٪ هستش.
با تو تمام میشود قصه ی ناتمام من
هیچ وقت کسی رو نفرین نکردم و بد کسی رو نخواستم ولی میدونم که رو سیاهی به ذغال میمونه(این رو در مورد کسانی که به ظاهر ادعای دوستی باهام رو داشتند میگم!)
