اضافه شده.در مورد اینکه بخواهد "عزیزم" من رو ببینه هم بحث بیل گیتس نیست و من کی گفتم که "عزیزم"نخواست من رو ببینه؟هفته ی پیش من تاریخ پرواز مامان بابااینها رو گفته بودم سه شنبه ۴:۳۰ که "عزیزم" سه شنبه شب ۴:۳۰ متوجه شده بود و از من خواهش کرد که چهارشنبه رو بمونم و همدیگه رو ببینیم ولی من باید ۴ شنبه میومدم سر کار و متاسفانه بر خلاف میل "عزیزم" مجبور شدم برگردم شهرم.و حتی می خواست بیاد فرودگاه من رو برگردونه که چون بدموقعی بود من قبول نکردم چون هم تو زحمت میفتاد و هم ممکن بود از نظر خانواده ام اون موقع درست نباشه.
حالم عمومیم خوبه و کارهای روزمره ام رو انجام میدم مهمونی میرم خونه داری میکنم با دوستانم میرم بیرون...من خیلی قوی هستم در مورد مسائل و اتفاقات ولی یه چیزی کم دارم انگار این روزها....چیزی که این روزها خیلی شادم میکنه به موری فکر کردن و به خوشبختیش فکر کردنِ ،البته ناگفته نماند دلشوره ی عجیبی دارم بالاخره انتخاب سختیه امیدوارم اون چیزی که در لیاقتش هست براش رخ بده،سعی میکنم تا اونجائی که می تونم راهنمائیش کنم حتی اگه برخلاف میلش باشه البته تا جائی که از من نظر بخواهد نه بیشتر ...بازم براش دعا کنید
دلم برای مامان و بابا تنگ شده ولی هرروز باهم در تماس هستیم ،امروز لندن رو به قصد اسپانیا ترک کردند.و شکر خدا حالشون خوبه،پریشب که تماس گرفته بودند زیاد حالم مساعد نبود و نخواستم باهاشون صحبت کنم ،الکی یه کاری رو بهانه کردم ولی دیروز عصری دوباره که تماس گرفتند هردوشون سوال کردند که چرا دیشبش باهاشون صحبت نکردم!!!
فکرم خیلی مشغوله به خیلی چیزها دارم فکر میکنم ولی هنوز نتیجه ای نگرفتم
شاید چند روزی برم تهران،شایدم....
دلم گاهی میگیره از بعضی مسائل که دوست ندارم یادآوریش کنم.و ،در بعضی موارد به دوگانگی میرسم گاهی...
بعضی دوستای گلم این مدت مرتب حواسشون بمن هست و هوامو دارند و همینطور فامیل،ولی انتظارم در مورد لطفِ بعضی ها که بیشتر بهشون وابسته هستم از نظر عاطفی بیشتره،نه اینکه فکر کنید دختر مستقلی نیستم یا کم آوردم،هیچکدوم،فقط کمی توجه از طرف بعضی ها می تونه باعث شه فکر نکنم اشتباه میکنم دوستم دارند و به هر صورت هر انسانی نیاز به توجه داره و براش گاهی این توجه قوت قلبه و خوش آینده ولی اگه نباشه هم زندگی جریان داره و این فقط یه حسه،هیچ کس هیچ وظیفه ای نداره فقط یک لطفِ اگه کسی کاری میکنه...
البته میدونم که همه مشکلات دارند ولی به نظرم ما می تونیم از ۲۴ ساعت یه نیم ساعت در روز هم که شده به کسانی که علاقه مند هستیم اختصاص بدیم.
نوشته هام مبهمه نه؟اشکال نداره ثبت کردم برای خودم...شاید کمی سبک شم.
قانون زندگی من فقط با عشق تو سرکردن است "عزیزم"
...........امیدوارم همه ی مشکلاتت حل بشه "عزیزم".................
پ.ن از یه سری کنایه ها خسته شدم... کم نیاوردم و نمیارم.... ولی خسته شدم ...خدایا خودت یه کاری بکن
پ.ن .۲یه پیشنهاد در مورد کسانی که نظر میدهند دارم تا در مورد مسئله ای ۱۰۰ درصد آگاهی ندارید نظر ندید لطفا.من مسائلی که مطرح کردم در مورد "عزیزم" بود مگه که قضاوت میکنید؟مگه از روحیات "عزیز" من خبر دارید اگه هم "عزیزم" بخواهد دیر به دیر هم با من تماس بگیره هزار بار ازم معذرت خواهی میکنه
در ضمن "عزیزم" سخت مشغول فراهم کردن مقدماتی هست که بزودی متوجه میشید ،این از تفاوت بین خانم و آقا هست ...اگه هم ازش گله ای داشته باشم بنا بر دلائلی هست که اینجا مطرحش نمیکنم
