تبليغاتX
عشق ابدی

عشق ابدی

عشق ابدي

سلام

خیلی وقته ننوشتم میدونم،ولی نمیدونم چرا فرصت یه آپ مرتب رو ندارم.

موقعیت کاریم تغییر کرده و راضی هستم.

خانواده ام هم ۲۴ ام برگشتند و من و خاله و عمو رفتیم تهران ،البته قرار بود فقط من برم ولی دیگه برنامه اینطوری هماهنگ شد.

خیلی خوش گذشت اون یکی خاله ام هم مدتی بود ندیده بودیمش بهانه ای شد که با ما بیاد فرودگاه و تا خود صبح بیدار بودیم و مشغول صحبت، عموم هم که همه جوره پایه بود اگه بگم بهترین عموی دنیا رو دارم شاید باورتون نشه ولی بی نظیره مهربون و دوست داشتنی...هرچی بگم کم گفتم

پروازشون تاخیر داشت و حدود ۵ مامان و بابا اومدند و کلی چشمون روشن شد(خودمونیم مدل خارجکی شده بودند)

تا ظهر تهران بودیم و بعد اومدیم شهر خودمون نزدیکهای خونه بودیم که "عزیزم" تماس گرفت و کمی صحبت کردیم،قبلش هم به مامان گفتم که "عزیزم" قصد داشت با من بیاد فرودگاه که دیگه عمو و خاله ام اومدند نشد،مامانم هم گفت اشکالی نداشت و کلی تشکر کرد.شبش هم مهمون داشتیم و یه افطاری دور هم خوردیم و کلی خوش گذروندیم.

 هفته ی پیش ۱ شنبه هم با موری جونم رفتیم تهران و جاتون خالی غیر از این قسمتش که من رو به خاطر اینکه مانتو ریون پوشیدن تو دانشگاه امیرکبیر راه ندادند! و کیف پول موری با کلی مدارک گم شده بود ...و موقع برگشت موبایل من تو اتوبوس جا موند بقیه اش عالی بود.

می خواستیم برای موری گوشی بخریم که "عزیزم" خیلی راهنمائیم کرد،و کلی اونروز با "عزیزم" تلفنی صحبت کردم و به پیشنهادش رفتیم مرکز خرید سئول که متاسفانه اکثر مغازه ها بسته بود و تاسف بیشتر که نتونستم "عزیزم" رو ببینم ،"عزیزم" پیشنهاد داد که شام رو باهم باشیم و از طرفی دوستم گفت که تو با"عزیزت" برو من هم میرم امام زاده ولی میدونستم "عزیزم" هم اینطوری معذب میشه، من هم گفتم شام نمی تونیم ولی اگه تونستی یه قرار بذار جلو امام زاده صالح ببینمت.قرار شد که "عزیزم" کارش تموم شد تماس بگیره از این طرف هم خاله ام و دخترخاله هام اومدند تجریش که چند ساعتی باهم باشیم و کلی جاتون خالی شام و چیزای دیگه خوردیم و بعد هم رفتیم امامزاده صالح  برای شب احیا و رفتیم سالن اجتماعات که اصلا آنت نمیداد و برای "عزیزم" هم اس م اس زدم که دیگه آنتن نمیده که "عزیزم" میگه هر چی تماس میگرفتم رد تماس میشد!!

خلاصه جور نشد که بشه ...

چه احیایی بود اونشب رفتم با دختر خاله ام تا دم ضریح و کلی برای همه دعا کردم،برای پیدا شدن کیف دوستم هم نذر کرده بودم تو امام زاده نماز بخونم که نذرم رو ادا کردم و بعد هم جوشن کبیر و قران به سر گرفتن تا نزدیک ۲ نصف شب و بعد هم رفتیم خونه ی ما،فردا صبحش هم چون روزه نبودیم رفتم صبحونه خریدم برای مهمونها و جاتون خالی تا ظهر با هم بودیم و بات "عزیزم" هم صحبت کردم و نزدیک ۳ بعد از ظهر برگشتیم شهرمون ،همین که رسیدیم هوس کله پاچه کردیم و قرار شد بریم بخریم و ببریم خونه با خانواده بخوریم که دیدم ای دل غافل موبایل ندارم ،موری هم که موبایلش خراب بود دیگه موری موند تو کله پاچه ای و من رفتم ترمینال که دیدم نخیر نیست ،بالاجبار از یه آقائی موبایلش رو گرفتم و با موبایلم تماس گرفتم که دیدم یه خانومی موبایل رو برداشته که خیالم راحت شد.و داداشم رفت به آدرسی که خانومه داد و موبایلم رو گرفت.

شب ۲۳ ام ماه رمضون هم از نظر من احتمالش بیشتره که شب قدر باشه برای همین خیلی دعا کردم برای همه بخصوص "عزیزم" و برای خودش هم اس م اس زدم که امشب حسابی دعا کنه که "عزیزم" هم باهام تماس گرفت و یکمی باهم صحبت کردیم دلم وا شد.

و اماااا در مورد سوغاتی هم بگم قابلی نداره خوب بود فقط ۲ تا پیرهن که خیلی دوستشون داشتم اندازه ام نشد ،یعنی مامان موقع برداشتن اشتباهی یه سایز دیگه رو برداشته

ولی یه سری از چیزهائی که برام آورده را که یادمه بگم:

یه ساعت  swacth ،  دو تا کیف یکی سفید و یکی زرشکی چرم ،یه بوت بلند مشکی،یه کفش اسپورت مشکی،شلوار لی،شلوار کتون،بلوز و دامن ،۳ تا پیرهن که ۲ تاش قرمزه یکیش مشکی سفید، کاپشن و یه کت سفید با یه دامن مشکی ،۴ -۵ تا بلوز ،یه مانتوی کاموا با یقه ی خز قهوای ،کتونی قرمز،۲ تا شال زمستونی...

و اما از الانم بگم که نمیدونم چرا حالم خوب نیست یکمی که وضعیت جسمیم خوب نیست ...و طبعا تو روحیه ام هم تاثیر داره و نیاز به توجه بیشتری داااااارمولی جدا حالم خوب نیستااا دوست دارم گریه کنم

راستی عکسای خوشگلی خانواده ام گرفتند که اگه بتونم بدون خودشون عکسها رو بذارم حتما اینکار رو میکنم،عکسی که تو مطلب قبلی گذاشتم یکی از همون عکسها بود که دوستش دارم.

دیگه اینکه ببخشید خیلی وقتتون رو گرفتم

 مدتیه مهربونتر و دوست داشتنی تر شدیااااااا فکر نکنی متوجه نیستماااا ولی زود تند سریع که داره دیر میشه 

آها راستی یادم رفت بگم عاچچچچچچچچچچقتمااااا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 14:32  توسط ملوسي  | 

 پ.ن هر گزینه رو که می خونید جوابش رو هم تو ذهنتون نگه دارید!

 

  

سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند.

1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانيد یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

     الف) خرگوش
     ب) گوسفند
     پ) گوزن
     ت) اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان

 یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

     الف) میمون
     ب) شیر
     پ) مار
     ت) زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما

را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟

    الف) سگ
    ب) گربه
    پ) اسب
    ت) مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره  زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

    الف) شیر
    ب) مار
    پ) تمساح
    ت) کوسه

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک

 از حیوانات زیر باشد؟

    الف) گوسفند
    ب) اسب
    پ) خرگوش
    ت) پرنده

6- در یک جزیره  دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

    الف) انسان
    ب) خوک
    پ) گاو
    ت) پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی

خودتان انتخاب می‌کردید؟

    الف) دایناسور
    ب) ببر
    پ) خرس قطبی
    ت) پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟

    الف) شیر
    ب) گربه
    پ) اسب
    ت) کبوتر

___________________________________________________________________________________

1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.

الف:

خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن

ب:

گوسفند– مطیع و گرم

پ:

گوزن– زیبا و آداب دان

ت:

اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2-  در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.

الف:

میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.

ب:

شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.

پ:

مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد

ت:

زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.


3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره  شما داشته باشد.

الف:

سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم

ب:

گربه- شیک و زیبا

پ:

اسب- خوش بین

ت:

مار- انعطاف‌پذیر


4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.

الف:

شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن

ب:

مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.

پ:

تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل

ت:

کوسه- ناامن

   

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.

الف:

گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.

ب:

اسب- هر دو بتوانید درباره  همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.

پ:

خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.

ت:

پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده

6- آیا به او خیانت می کنید.

الف:

انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.

ب:

خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.

پ:

گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.

ت:

پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره  ازدواج چه فکر می‌کنید.

الف:

دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.

ب:

ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را

بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.

پ:

خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.  

ت:

پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید


8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.

الف:

شیر- شما همیشه تشنه  عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.

ب:

گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید

و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید..

پ:

اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه  پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو  

ت:

کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 1:5  توسط ملوسي  |