تبليغاتX
عشق ابدی

عشق ابدی

عشق ابدي

سلام

اميدوارم همگي خوب باشيد

مرسي از اينكه حالم رو مي پرسيد.اين روزها حالم زياد خوب نيست.همش يه پام دكتر رفتنِ ...دیروز صبح هم همینکه از خواب بیدار شدم دیدم نمی تونم رو پاهام وایستم سَرَم شدیدا گیج میرفت،گفتم یه چیزی بخورم درست میشم نمی خواستم تو خونه هم کسی متوجه بشه به اجبار پاشدم رفتم اداره،محل کارم طبقه سومه اومدم برم بالا مجبور شدم نرده هارو بچسبم و برم بالا ولی چشمتون روز بد نبینه که نمی تونستم تعادلم رو نگه دارم بدون اینکه به دوستام بگم رفتم بهداری فشارم رو بگیرم که دیدم بله اوضاع بدجوری وخیمه ،از خانم پرستار اجازه گرفتم برگردم قسمتم به رئیس بگم دوباره برم سِرُم بزنم که اجازه نداد گفت مسئولیت داره برام همین الان باید بزنه برام،تو حالت دراز کش هم همین سرگیجه رو داشتم،خلاصه تا عصری بساطی داشتم رئیسم هم گفت حالت معلومه خیلی بدِ برو خونه که قبول نکردم و ترجیح دادم سرکار باشم تا تو خونه کسی متوجه بشه ،گفتم تا عصری حتما بهتر میشم،تا می تونستم هم خودم رو بستم به خوراکیهای شیرین و شور...الان که دارم می نویسم بهترم ولی دوباره یدفعه ای حالم باز بد میشه ...نوار قلبی هم گرفتم گفت فعلا اکو لازم نیست و مشخصه از استرس ِ ولی اگه خوب نشدی چند هفته دیگه بیا...خلاصه اینکه انگار راستی راستی رفتنیم...دیروز همش فکر میکردم می خواهم سکته کنم!!!

بی معرفت نیستم به خدا همه تون رو هم دوست دارم اگه نمی تونم بنویسم یا بهتون سر بزنم بدونین اوضاعم درست نیست والا من دلم به شماها و این وبلاگ خوشه...مواظب خودتون باشید

با اجازه تون کامنتدونی رو میبندم دلم نمی خواهد برای همچین پستی مجبور بشید کامنت بذارید.

مصلوب ِ عشق ِ تو منم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 15:31  توسط ملوسي